فیل لورد و کریستوفر میلر، کارگردانان «پروژه هیل مری»، با انگیزهای مضاعف بازگشتهاند — اما نه به خاطر آنچه فکر میکنید

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، پس از بیش از یک دهه دوری از صندلی کارگردانی، این زوج هنری در گفتگو با ایندیوایر از چالش اقتباس رمان محبوب اندی ویر، عاشق کردن مخاطبان به یک بیگانه سنگی سخنگو و درسهایی که از «یودا» آموختند، میگویند.
فیل لورد و کریستوفر میلر از سال ۲۰۱۴ و فیلم «خیابان جامپ شماره ۲۲» (که تنها چهار ماه پس از «فیلم لگو» اکران شد) فیلمی را کارگردانی و راهی سینماها نکردهاند؛ واقعیتی که با توجه به پرکاری آن زمان آنها و وقفه ۱۲ ساله تا اثر جدیدشان، تکاندهنده به نظر میرسد.
البته ماجرای فیلم «هان سولو» و جدایی آنها از دنیای جنگ ستارگان وجود دارد که این زوج ترجیح میدهند از آن عبور کنند، اما بازگشت پیروزمندانه آنها با «پروژه هیل مری» (که در زمان نگارش این متن، امتیاز ۹۵ درصد را در راتن تومیتوز دارد) بدون در نظر گرفتن آن پیشینه، کامل نخواهد بود.
در «پروژه هیل مری» (بر اساس رمانی به همین نام اثر اندی ویر)، رایان گاسلینگ نقش دکتر رایلند گریس را بازی میکند؛ دانشمند سابق و معلم فعلی دبستان که به دلیل نظریات جنجالیاش درباره حیات، توسط دانشمندی به نام اوا استرات (با بازی زاندرا هولر) فراخوانده میشود تا گروهی از ارگانیسمهای کوچک را که در حال نابود کردن خورشید هستند، بررسی کند. گریس تنها بازمانده سفری یکطرفه به اعماق فضا برای نجات زمین است، اما در آنجا متوجه میشود تنها نیست و با بیگانهای مواجه میشود که او را «راکی» مینامد. آنها باید راهی برای برقراری ارتباط پیدا کنند تا خانههای خود را نجات دهند.
لورد و میلر در این گفتگو هرگونه ادعا مبنی بر اینکه این فیلم یک «انتقام سینمایی» از منتقدان یا کسانی است که به توانایی آنها شک داشتند، رد میکنند. با این حال، لورد اعتراف میکند که همیشه با انگیزهای مضاعف (یا به قول خودش «تراشهای روی شانه») کار میکند.
ایندیوایر: فیل، تو گفتی که با انگیزهای مضاعف بازی میکنی و این حس برایت مفید است. آیا این انگیزه اصلی ساخت این فیلم بود؟ فیل لورد: [میخندد] ببینید، آن موضوع محرک اصلی ما نبود. فکر میکنم ما به سادگی عاشق رمان اندی و ایده کار با رایان گاسلینگ شدیم. معمای عاشق کردن مخاطب به یک تکه سنگ بدون چشم، از آن دست چالشهایی بود که ارزش داشت پنج سال برای حل کردنش وقت بگذاریم.
کریستوفر میلر: حس میکردیم این پروژهای است که در آن میتوانیم شکوه و عظمت سینما را با صمیمیت روابطی که همزمان شما را به گریه و خنده میاندازد، ترکیب کنیم.
از بیرون که نگاه میکنیم، ۱۲ سال از کارگردانی شما گذشته است. آیا نگران نبودید که اگر این فیلم فوقالعاده نباشد، رسانهها بگویند شما فقط تهیهکنندههای خوبی هستید و کارگردانی را فراموش کردهاید؟ لورد: ما برای هر پروژهای که انجام میدهیم، این اضطراب و ترس را داریم. استانداردی که همیشه به آن پایبند بودهایم، «تعالیِ غیرقابلانکار» است. مخاطب این را از شما میخواهد. میلر: بهخصوص وقتی یک کار اورجینال انجام میدهید، تنها راه موفقیت در بازار، عالی بودن است. اگر کمی نترسید، یعنی به اندازه کافی مرزها را جابهجا نکردهاید.
چطور از تبدیل شدن این فیلم به «مریخی ۲» جلوگیری کردید؟ چون هر دو بر اساس کتابهای اندی ویر هستند و در فضا میگذرند. لورد: ما ریدلی اسکات نیستیم و اگر سعی میکردیم شبیه او باشیم، شکست میخوردیم. یکی از علایق من این است که فضا «کثیف» و نامرتب است. سفینههای ما پر از سیم و لوله هستند و هیچچیز در آنها براق و شیک نیست. ما نمیخواستیم فضا ضدعفونیشده و سرد باشد، میخواستیم گرم باشد. میلر: برخلاف شخصیت مارک واتنی در «مریخی»، رایلند گریس یک فضانورد داوطلب نیست. او آسیبپذیر است، میترسد و باید رشد کند تا قهرمان شود. رایان گاسلینگ با بازی خاص خود توانست این لحن را میان کمدی، درام و وحشت به خوبی حفظ کند.
درباره شخصیت «راکی» (بیگانه سنگی)؛ چطور توانستید موجودی که صورت، چشم و دهان ندارد را برای مخاطب دوستداشتنی کنید؟ لورد: ما میخواستیم هیچ راه میانبری نرویم. بیان و احساسات او از طریق «حرکت» منتقل میشود. انیمیشن یعنی قصهگویی از طریق حرکت. ما اطمینان داشتیم که اگر یک عروسک فوقالعاده بسازیم، مخاطب شخصیت را روی این نمای به ظاهر خالی تصویر خواهد کرد. میلر: او به معنای سنتی «بامزه» نیست؛ یک موجود سنگی پنجپا شبیه به عنکبوت است. اما نحوه حرکت و شخصیتش او را دوستداشتنی میکند. ما حتی حکاکیهایی روی بدنش طراحی کردیم که هر کدام داستانی دارند؛ از حلقه ازدواج تا خطکشی برای مهندسی. اینها به او پیشینه فرهنگی و تاریخی میدهند.
او مرا به یاد «یودا» میانداخت؛ البته نه آن یودای دانا، بلکه یودای بازیگوشی که اولین بار در «امپراتوری ضربه میزند» دیدیم. لورد: دقیقاً! او کوچک است اما خودش را بزرگ میبیند. میلر: نیل اسکنلان (طراح جلوههای ویژه) به ما گفت دلیل اینکه شما یودا را باور میکنید، این است که مارک همیل او را باور کرده است. او یودا را جدی میگیرد. در اینجا هم رایان گاسلینگ «عروسکگردان ششم» بود. باور و تعامل او با راکی است که باعث میشود شما هم آن را باور کنید. وقتی رایان به راکی اهمیت میدهد، مخاطب هم اهمیت میدهد.
کمپانی آمازون امجیام استودیوز فیلم «پروژه هیل مری» را در تاریخ ۲۰ مارس ۲۰۲۶ در سینماها و تئاترهای آیمکس اکران میکند.










